|
شيوع
افسردگي شديد در اين مطالعه 38 درصد بود. در مجموعهاي از
مطالعات ديگر در ساير كشورها به وجود رابطه ميان اختلالِ
خُلقي و اقدام به خودكشي اشاره كردهاند. رابطة
اختلالاتِ اضطرابي با اقدام به خودكشي نيز در بعضي
مطالعات مورد تحقيق قرار گرفته است و پژوهشهاي متعدد نشان
ميدهد كه اقدام به خودكشي نيز در بعضي مطالعات مورد تحقيق
قرار گرفته است و پژوهشهاي متعدد نشان مي دهد كه اقدام به
خودكشي در بين افرادي كه سابقة اختلال وحشتزدگي داشتند 5/8
برابر جمعيت عمومي است. از جملة اين تحقيقات ميتوان به تحقيق
انجام شده توسط صولتي (1374) در دانشگاه علامة طباطبايي اشاره
كرد كه نشان ميدهد نگراني توأم با اضطراب در افراد
اقدام كننده به خودكشي از نشانههاي بارز آنها محسوب ميشود.
تحقيقاتي در مورد ارتباط ميان سوء مصرف موادّ و الكل با
اقدام به خودكشي انجام شده كه نشان ميدهد مصرف الكل،
ماريجوانا و ساير داروهاي غيرقانوني عامل خطرساز اقدام به
خودكشي در ميان نوجوانان به شمار ميرود. به حدّي كه برخي
تحقيقات نشان ميدهد كه 46 درصد افراد اقدام كننده به خودكشي
داراي اختلال سوء مصرف موادّ هستند. در برخي از مطالعات به
وجود نشانهاي اختلالات مختلف به طور همزمان پرداختهاند. از
جمله ميتوان به تحقيق گولد(gould)
و همكارانش در سال 1998 بر روي نمونة تصادفي 1285 نفر از
نوجوانان 9-17 سالة نيويورك اشاره كرد كه مشخص شد خُلقِ
افسرده، اضطراب و سوء مصرفِ موادّ هر كدام
به طور مستقل خطر اقدام به خودكشي را حتي بعد از كنترل
ويژگيهاي جمعيتشناختي افزايش ميدهند.
نتايج اين مطالعه همچنين نشان داد كه
حملاتِ وحشتزدگي و پرخاشگري نيز ميتواند خطر اقدام به خودكشي
را پيشبيني كند. تفّكر روان گسسته، توهّم آمرانة خودكشي و
هذيانِ افسردگي مرتبط با روان گسستگي عوامل خطرساز ديگري براي
خودكشي هستند.
همانطور كه مشاهده ميشود در پژوهشهاي
مختلف در كشورهاي گوناگون ابتلا به احتمالات رواني نظير
اختلالاتِ خُلقي
و اضطرابي، سوء مصرف موادّ و الكل و
روانگسستگي با اقدام به خودكشي رابطه دارد. در ايران نيز
پژوهشهايي در زمينه اقدام به خودكشي انجام شده است اما اكثر
اين پژوهشها به متغيرهاي جمعيتشناختي و در برخي موارد [به
متغيّرهاي] اجتماعي پرداختهاند و به متغيرهاي روانشناختي
كمتر توجه داشته است.
همچنين در مورد اقدام به خودكشي در جمعيت
دانشجويي پژوهشهاي اندكي انجام گرفته و از مهمترين تحقيقات
انجام شده تحقيقي است كه توسط سه نفر از پژوهشگران كشور
(آقايان دكتر عليرضا مرادي، دكتر عبدالكريم پژومند و علي
حسينايي) با همكاري دفتر مركزي مشاورة وزارت علوم، تحقيقات و
فناوري انجام شده و يافتههاي اين تحقيق اخيرا در نشرية علميـ
پژوهشي مطالعات روانشناختي دانشگاه الزهرا به چاپ رسيد.
اين پژوهشبه بررسي عوامل روانشناختي موثر در اقدام به خودكشي
دانشجويان ميپردازد و در صدد است تا از اين رهگذر ضرورت
واهميت توجه به بهداشتِ رواني دانشجويان و اتخاذ راهكارها و
راهبردهاي پيشگيري از بروز رفتارهاي مربوط به خودكشي را برجسته
سازد. در تحقيق فوق جامعة آماري شامل كلية دانشجويان
دانشگاههاي ايران در سال تحصيلي 82-83 و گروه نمونة شامل 60
نفر دانشجو [است] كه 30 نفر آنها دانشجويان اقدام كننده به
خودكشي و 30 نفر دانشجويان عادي بودند. گروه اقدام كننده به
خودكشي، با روش نمونهگيري در دسترس، از مراكز مشاورة
دانشگاهها و بيمارستان لقمان انتخاب شدهاند و گروه دانشجويان
عادي بر اساس پنج متغير سن، جنس، وضعيت تأهّل، رشتة تحصيلي و
سال تحصيلي با گروه اقدام كننده به خودكشي همتاسازي شدهاند.
نتايج حاكي از آن است كه بيشترين مورد اقدام به خودكشي در بين
دانشجويان در سن 22_23 سالگي است (6/46 درصد) و كمترين آن در
بين دانشجويان در سن 18-19 سالگي است (4/13 درصد) و مابقي در
سنين 20-21 سالگي و 24-25 سالگي است كه در اين تحقيق ميزان آن
به صورت مساوي تقسيم شده است (هر كدام 20 درصد). همچنينبر
اساس جنسيت بيشترين آمار متعلق به زنان است (7/56 درصد).
براساس متغير وضعيت تأهّل، 7/96 درصد افراد اقدام كننده به
خودكشي در ميان دانشجويان مجرّد بودهاند. براساس متغير رشتة
تحصيلي بيشترين آمار به دانشجويان رشتههاي فني و مهندسي تعلق
دارد: (3/43 درصد) و پس از آن رشتههاي علومانساني (8/36
درصد)، علوم پايه (3/13درصد)، پزشكي (3/3 درصد) و هنر(3/3
درصد) قرار دارند.
نتايج نشان ميدهد عواملي از قبيل
افسردگي،
وابستگي به الكل و موادّ، روانگسستگي و اضطراب
و اختلالات مربوط به آن و اختلالات بدني در اقدام به
خودكشي دانشجويان تاثيرگذار است. به نظر ميرسد كاهش سروتونين
در افرادِ افسرده اقدام به خودكشي را تسهيل ميكند. از سوي
ديگر، خطر خودكشي در افراد افسرده معمولاً هنگامي زياد است كه
بازداريِ رواني ـ حركتي و ظرفيت كنار آمدن با موقعيتهاي
روانيـ اجتماعي كاهش مييابد. اين امر در مورد دانشجويان با
توجه به دور شدن از خانواده و مشكل كنار آمدن با موقعيت جديد
ميتواند مصداق داشته باشد. در بسياري از موارد همراهي
اختلالات ديگر ممكن است اقدام به خودكشي را در افراد مبتلا به
افسردگي افزايش دهد.
يكي ديگر از عوامل اقدام به خودكشي
وابستگي به الكل و موادّ است. مصرف الكل و موادّ باعث
ايجاد تغييرات فيزيولوژيكي در مغز ميشود كه ميتواند فرد را
براي ايدههاي خودكشي و بروز پيش روندة آن آسيب پذيرتر سازد.
همچنين اقدام كنندگان به خودكشيِ مصرف كنندة الكل و موادّ،
بيشتر مرد و بيكار بوده و تنها زندگي ميكنند.
** [كساني كه خودكشي ميكنند] نامعتدل، مسووليت ناپذير و
داراي رفتار نامناسب هيجاني و فيزيكي هستند. در بسياري از
موارد اين افراد داراي تمايلات اضطرابي و افسردگي هستند و
هنگامي كه اثر الكل كم ميشود اثرات اين اختلال افزايش
مييابد. نتايج برخي پژوهشها وجود رابطه ميان روان گسستگي و
اقدام به خودكشي را تاييد كرده است. جوان بودن، تجرّد،
بيكاري، فقدان والدين، داشتن بيماري بازگشتي و انزواي اجتماعي
عوامل خطرسازي براي روان گسستههاي اقدام كننده به خودكشي
هستند. بعضي از قربانيان اقدامكننده به خودكشي كه مبتلا به
روان گسستگي هستند، انتظارات عملكرد بالايي از خود دارند. تصور
ميشود با فرض ناتواني در دستيابي به هدفهاي اصلي زندگي،
احساس نابسندگي ميكنند از تباهي تواناييهاي ذهنيشان
ميترسند و تصميم ميگيرند كه به زندگي خود پايان دهند.
بنابراين كمك به درمان اين افراد در واقع ممكن است كه كمكي به
كاهش اقدام به خودكشي باشد.
يكي ديگر از عوامل اقدام به خودكشي اضطراب و
اختلالات مربوط به آن است كه ميتواند به اقدام به خودكشي كمك
نمايد. از اين رو آموزشهاي لازم در مورد كنترل اضطراب و
روشهاي كاهش آن ميتواند سهمي را در پيشگيري از اقدام به
خودكشي داشته باشد.
------------------------------------------------
*
روزنامه اعتمادملّي، دوشنبه 16 بهمن
1385، صفحة 10
**
مطلب به همين ترتيب (ناقص) در اعتمادملّي چاپ شده است.
مطالب داخل كروشه را، با حدس و گمان، مدير سايت، اضافه كرده
است.
نظر دهيد |