مهتاب
تابستان داغ پُر هیاهو و کشدار تابستان هنگامی ساکت شد که دخترک با چشمان سیاهِ پهناور که طعم عسل داشت با سرعتی سحابی که ابر از آسمان خانهی ما گریخت از این جهان گریخت. دم به دم نفس نکشید. آن…
تابستان داغ پُر هیاهو و کشدار تابستان هنگامی ساکت شد که دخترک با چشمان سیاهِ پهناور که طعم عسل داشت با سرعتی سحابی که ابر از آسمان خانهی ما گریخت از این جهان گریخت. دم به دم نفس نکشید. آن…